جلال الدين الرومي
78
مجالس سبعه مولانا ( فارسى )
ازين سودمندتر « 1 » كه معصيت بنده ، طاعت گردد و جفا ، وفا شود و دورى ، نزديكى شود و بيگانگى ، آشنايى گردد ، بر در بود به پيشگاه رود . رسول فرمود ، صلّى اللّه عليه و سلم : بههيچچيز ، فرزند آدم شادمانهتر از آن نبود كه در ميان بيابان عظيم رسد ، فرودآيد و زانوى شتر ببندد و روى زمين را نهالين سازد و دست خود را بالش خود كند و ساعتى بخسبد . چون از خواب بيدار شود درنگرد شتر رفته باشد و توشهء راه و پاىافزار و قماش وى بر شتر و شتر رفته ، همه را برده . گاهى راست رود گاهى چپ هيچ جايى اثر و نشان شتر نبيند . دل بر هلاكى بهلد « 2 » . همانجا بازآيد كه شتر را گم كرده بود . ناگاه شتر را ببيند ، مهار در دست و پاى افكنده ، روى بوى نهاده از شادى پيوسته مىگويد : ( اللّهمّ انت ربّى و انا عبدك ) اين بار گفت ( اللَّهمّ انت عبدى و انا ربّك ) از غايت شادى خطا كرد و خواست گفتن تو خداى منى من بندهء تو ، از شادى غلط كرد ، گفت ، يا رب تو بندهء منى و من خداى تو . بعد از آن رسول فرمود - صلّى اللّه عليه - : خداى تعالى به توبهء بندهء عاصى خويش ، از آن مردى كه به يافتن « 3 » شتر شاد شد ، شاد ترست . معنى شادى خداوند به توبهء بنده آنست كه چون بنده به چيزى شاد شود ، آن چيز را عزيز دارد ، اكنون آن مرد تائب نيز نزد خداوند - تعالى - سخت عزيز باشد و فرمود كه بندهاى بود كه گناه كند و آن گناه او را در بهشت آرد . گفتند : چون باشد يا رسول اللَّه ؟ گفت : آن گناه در پيش چشم وى ايستاده بود و وى هر دم پشيمانى مىخورد و عذر مىخواهد . اين پشيمانى و عذر او را آخر به بهشت اندر آورد « 4 » . بندهاى چون روز قيامت نامهء گناه بيند ، راه دوزخ گيرد . او را گويند : روى ديگر بر خوان . بر خواند ، همه طاعت بيند ، از بهر آنك توبهء نصوح كرد و حق - تعالى - معصيتهاى او را به طاعت مبدّل گردانيد ، آن خدايى كه ريگ را از بهر خليل آرد و آهن را از بهر داود چون موم نرم كرد « 5 » ، نرم و گل را از بهر عيسى مرغ گردانيد و خون حيض را غذاى فرزندان گردانيد معصيتها را به طاعت مبدّل تواند كردن
--> ( 1 ) - كدام بازرگان ازين سودمندتر باشد نسخه . ( 2 ) - دل بر هلاكت بنهد نسخه . ( 3 ) - از آن مردى كه شتر را يافت و به يافتن نسخه . ( 4 ) - آرد نسخه . ( 5 ) - از بهر داود موم كرد نسخه .